گسترده نوشتار

1394/6/15 يكشنبه 10:13 ب.ظ
فيلم دوران عاشقي آخرين ساخته‌ي عليرضا رييسيان

فيلم دوران عاشقي كه بهتر بود دوران فارقي يا فاسقي نام مي‌گرفت پرداختي خام و سطحي از معضل اجتماعي خيانت هاي خانوادگي و زن دوم شدن است.

فيلم به لحاظ فيلمنامه از منطق رسا و درستي برخوردار نيست كه با نقل داستان به اين موضوع مي‌پردازم.

ليلا حاتمي در نقش بيتا، وكيل زبر دستي است كه وكالت زن صيغه اي فرهاد اصلاني را عهده دار است كه در فيلم، نقشي پدرخوانده وار بر گرده دارد. بيتا كه علي رغم تمام تهديدات اين پدرخوانده كه از تجار با نفوذ است جا نمي زند، چندي بعد مي فهمد كه خواهر زاده‌ي آقا، زن صيغه اي شوهرش است. مطلب جالب اين است كه آقاي شوهر كه حميد نام دارد و نقش او را شهاب حسيني بازي مي كند درست در زماني كه در قيد تعهد خانوادگي است، دست راست اصلاني هم هست و اصلاني هم مي داند كه وكيل طرفش، همسر كارمند اوست و با تمام قلدرم پلدرمش، آقا وار برخورد كرده و نه تنها نوچه‌ي خود را اخراج نمي كند بلكه به جاي استفاده از نفوذ شوهر بر همسر، زن خودش را سراغ بيتا مي‌فرستد كه اگر وكالت پرونده را ادامه دهي بد مي بيني و اين حرفها...

حالا داشته باشيد ادامه‌ي اشتباهات فيلمنامه اي كه البته نگارش تمام آنها از حوصله‌ي بنده و شما خارج است.

در صحنه اي مي بينيم كه ماشين بيتا را دزد مي برد و او اعلام سرقت مي كند و در كلانتري با برادر موكلش مواجه مي شود كه ادعا مي كند بيتا ماشين را به خواهر او قرض داده و بيتا هم مثل كشيش قصه ي ژان وال ژان مي گويد كه بله! خودش ماشين را به آنها داده و آقاي كلانتر محل هم خيلي راحت و بدون دردسر قبول مي كند كه بله، خانم آلزايمر دارد و يادش رفته ماشين را قرض داده و اعلام سرقت كرده! پرويز پورحسيني هم كه با گفتن چيزي شبيه ديالوگ ژان والژان كه از خريد روحش توسط كشيش صحبت مي‌كند، حجت را بر بيننده تمام مي‌كند كه آهاي بيننده، بفهم! اين خانم در حد يك كشيش قرن هجدهمي اسطوره است!

در صحنه ي ديگري مي بينيم كه بيتا به موكلش مي گويد در مورد حق الوكاله و باقي قضايا با منشي صحبت كند!

سواي اين مسائل فيلم، از تفكر و انديشه‌ي روشنفكري خالي است، تا آنجا كه با بلاتكليفي در چند صحنه تصميم مي گيرد طناز شود و يك مرد همجنس گرا را كه معضل خانوادگي دارد سوژه‌ي خنده‌ي تماشاگر مي كند و بعد از او هم دختر نوجواني كه براي تفريح ازدواج كرده است.

اصلا معلوم نيست اين خانم وكيل سردر دفترش چه نوشته كه ظرف مدت چند روزي كه فيلم روايت مي‌كند هر كه به او مراجعه مي‌كند يا زن دوم مردي فاسد است و يا پرونده‌ي طلاق و طلاق كشي دارد.

جالب اين است كه ليلا حاتمي هم در نقش وكيل اصلا خوب ظاهر نمي‌شود. بازي اش بيشتر مثل زن خانه دار به همين سادگي است تا يك وكيل مقتدر. در دادگاه كم مانده گريه كند بجاي دفاع.

برعكس او مينا وحيد كه گمنام‌تر است، در نقش يك دختر از فرنگ آمده‌ي از ايران بي خبر، خوب ظاهر مي‌شود. داستان بازگشت او با بچه‌ي بي پدر، به فرنگ هم با جو حاكم بر اروپا و تمايل زنان به تجربه‌ي مادري مجرد، سازگار است اگرچه صيغه‌نامه‌ي رسمي داشتن هم با روحيات چنين زناني خيلي درست و حسابي جفت و جور نمي‌شود ولي باز به خاطر سفر رفتن و مسايل سياسي حاكم بر ايران توجيه منطقي پيدا مي‌كند.

بازي اصلاني البته با تقليد از كليشه هاي سينمايي مثل خوردن مرغ و بعد سيگار، بدك از آب در نيامده و البته به نظر مي‌رسد آقاي اصلاني دارد در نقش مردهاي زن صيغه اي دودر كن، جا مي افتد.

شهاب حسيني هم نقش خود را به خوبي ايفا كرده است، اما مسئله اين است كه نقش نگاشته شده چيزي ندارد تا در خور قابليتهاي اين بازيگر توانمند باشد.

فيلم به لحاظ رويكرد اجتماعي رويه‌اي ضد زن به خود مي‌گيرد. زنهاي فيلم كه استقلال مالي ندارند كه نمي توانند معيار قضاوت باشند و همه يا ابلهند و به خاطر تفريح زن مردهاي بزن بهادر شده اند و يا زن دوم مردهاي فاسدند و به هر تقدير كالايي جنسي بيش نيستند. تنها زن مستقل فيلم هم وقتي با خيانت شوهرش رو به رو مي شود به جاي تصميم قاطع به ترك او، دل دل مي كند و در پايان با آنكه بازگشت ليلا حاتمي به شوهر خيانت پيشه اش آشكارا مطرح نمي شود ولي كدگزاريها بخشش او را به مخاطب القا مي كند. اين كدگزاريها از حرفهاي كليشه اي مرشدوار پدر در راهروي سرسبز حياط خانه شروع مي شود و با آه و فغان مينا وحيد از درد بي پدري ادامه مي يابد و به نماي پاياني بستن چشمهاي ليلا حاتمي ختم مي شود كه كنايه از چشم پوشي دارد.

در كنار تمام اين كاستي ها بايد براي موسيقي فيلم حسرت خورد كه چه بيهوده در بطن چنين فيلم سخيفي به هرز مي‌رود.

ارغوان اشتراني-تهران تاريك

نظرات کاربران
ارغوان اشترانی

به نظر من هم رييسيان نسبت به چهل سالگي پسرفت شديدي داشته است. پدرام انصاري

متن نظر :